السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
167
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
به زمان اول ، بازگشت يكى از دو امر متقابل به امر متقابل ديگر است ، و امتناع آن بديهى است . دليل چهارم متن ومنها أنّه لو جازت الاعادة لم يكن عدد العَوْد بالغاً حدّاً معيّناً يقف عليه ، إذ لا فرق بين العَودةِ الأُولى والثّانيّة والثّالثة وهكذا إلى ما لا نهاية له ، كما لم يكن فرقٌ بين المُعاد والمبتدأ وتعيّن العدد من لوازم وجود الشّىء المتشخّص . ترجمه اگر اعادهء معدوم جايز باشد عدد عودها به يك حد معينى متوقف نمىشود ؛ زيرا فرقى بين بازگشت اول و دوم و سوم تا بىنهايت نيست . همانطورى كه فرقى بين معاد و مبتدا نيست . درحالى كه تعين عدد از لوازم شىء تشخص يافته مىباشد . شرح اگر اعادهء معدوم جايز باشد و بتواند يك شىء به قبل خود بازگردد شىء قبل هم به قبل خود و قبل از آن هم به قبل خود تا بىنهايت باز خواهد گشت ؛ زيرا فرقى بين اعادهء اول و دوم و سوم نيست . مثلًا اگر كودك بتواند به دوران جنين بودن خود باز گردد بايد جنين هم به دوره مضغه بودن خود و مضغه بودن به دوره علقه بودن و علقه بودن به دوره نطفه بودن و نطفه بودن به دوران قبل تا بىنهايت بازگردد ؛ به دليل آنكه فرقى ميان اعادهء اول به قبل و ميان ساير اعادههاى قبلى وجود ندارد . اگر از ميان اين اعادهها يكى را برگزيديم ترجيح بلامرجح دادهايم . و اگر مُعادها به صورت مبهم باقى بمانند و يكى را از ميان آنها انتخاب نكنيم به حكم آنكه هر موجود تا تشخص نيابد موجود نمىشود ، و تعيّنِ مرتبه و تعيّنِ عدد شىءِ اعاده شده از لوازم وجودِ موجود متشخص هست ، هيچ مُعادى وجود پيدا نمىكند . و همانگونه كه عدد